گذری بر گذر موقت

یادداشتی بر فیلم سینمایی گذر موقت ساخته افشین هاشمی

   عمر، فرصتی کوتاه و گذریست موقت و دنیا پلیست به آخرت.

  جملاتی از این دست را بارها دیده‎ایم و خوانده و یا شنیده‎ایم؛ جملاتی شاید هولناک و شاید زیبا و عرفانی، مفاهیمی عمیق و کارا در فرهنگ دینی که آمده‎اند تا درس چگونه زیستن را به ما بیاموزند.

اصولاً انتقال انتزاعی و مجرّد مفاهیم برای بسیاری از مردم و مخاطبین عام خسته کننده و یا حدّاقل فاقد تأثیر کافی می باشد؛ ولی تلطیف هنر، راه و ابزاریست مناسب که با پرداختی قوی؛ مفاهیم را جذّاب، گیرا و قابل فهم خواهد کرد و این گیرایی در قالب تصویر چه زیباتر خواهد بود.

نگاهی به وحی قرآنی که در قالب هنر عصر خود، ادبیّات بوده، خود نشانی و آیتی برای اهل تفکّرست که حقّ را زیبا گفتن شایسته است و اهل هر زمان زیبایی را در چیزی جسته‎اند. اساساً تبدیل وحی به عقل و عقل به حسّ و انتقال حسّ کاریست بس دشوار که از فهم مفاهیم وحیانی گرفته تا انتقال حس تنها توسط هنرمندانی توانمند و متفکّرانی پر تلاش میسور خواهد بود.

یادداشتی بر فیلم سینمایی گذر موقت ساخته افشین هاشمی

مطالب مرتبط
1 از 5

گذر موقّت که از نامش و جرقه ارتباطیش، تیزر فیلم تا متن، مقدّمه چین یک غافلگیری برای مخاطب است؛ دربردارنده مفاهیمی اخلاقی و معنویست.

دو پیرمرد که به ظنّ خود شب آخر عمر خود را می گذرانند و برای این شب به زیبایی می زیند؛ برخورد با زن باردار بی‎کس و کار و تلاش برای کمک به او و نجات جوان جنوبی و نظارت پلیس فانتزی که هیچ چیزش به پلیس واقعی نمی‎خورد و استعاره‎ایست از نظارت و مراقبت فرشتگان درگاه الهی به آن دو.

سکانس پارتی شبانه که بالاجبار بدانجا کشیده شده‎اند و خود عواملی هستند برای تغییر فضا و نجات جوانان حاضر در آن پارتی شبانه، با موسیقی اصیل گرفته تا نصیحت و پادرمیانی برای رضایت مأمورین.

نجات دو پرستار که در نظم عالم مادّی باید ناجی دو پیرمرد مریض باشند، ولی ذهنیّت این دو نفر که تنها  یک شب از عمر خود را باقی میدانند و با این دید که دنیا گذریست موقّت خود ناجی و ناصح این دو پرستار جوان شده و آنان را هدایت میکنند. پس یاد مرگ نه تنها از زیبایی زیستن نکاسته بلکه به غنای محتوا و زیبندگیش نیز افزوده.

یادداشتی بر فیلم سینمایی گذر موقت ساخته افشین هاشمی

فیلم تنها به اینگونه مسائل نپرداخته و از مضامین سیاسی اجتماعی نیز بی بهره نیست، کاراکتر پیرمرد مذهبی(محرابی) که زمانی خود با خشونت رادیکالیسم انقلابی و غلط جریان چپ در دهه۶۰ به افراط دچار بوده،حال با همراهی خواننده‎ای که تا دیروز سوژه دستگیری و برخورد قهری او بوده خود موقعیتی کمدی را رقم زده و نقش تقدیر الهی را در زندگی و حتّی اعمال دینی مذهبی یادآور میشود.

تا دیروز تضادّ و امروز همراهی و ثواب! همچنین نجات جوان جنوبی با چفیه در خرابه‎های سالن تئاتر چندبعدی و بسیار زیباست، نخست آنکه جوان آواره جنوبی استعاره‎ایست از خسارتهای پس از جنگ و اشاره‎ای به آوارگان جنگ تحمیلیست که با دست تقدیر، همان رادیکال دهه ۶۰ با همراهی هنرمندی که حال همراه و رفیق این انقلابی تند شده، به نجات این جوان پرداخته و قدم در راه مشترک تعالی نهاده‎اند.

صحنه سالن مخروبه تئاتر که خود ادای دینیست به این هنر و همسوی با علائق و سوابق هنری خالق اثر؛همچنین اشاره‎ایست تا یادآور شود همه ما در این دنیا بازیگرانی هستیم که زندگی کوتاه خود را همچون نمایشی گذرا رقم می زنیم.

بازیهای تئاتری و زاویه عمود دوربین در بعضی نماهای سکانس گلفروشی و یا رستوران سنتّی، تک‎گویی‎ها و شکل حرکت بازیگران ناخودآگاه بیننده را یاد تئاتر انداخته و حتّی مخاطبی که شناختی از هاشمی نداشته باشد، تعلّق خاطر او به این هنر اصیل را در می‎یابد.

نظرات بسته شده است.