کتاب برگ اضافی نویسنده منصور ضابطیان

انتشارات مثلث در 156 صفحه

 

استقبال از دو کتاب (مارک و پلو) و (مارک دوپلو) بزرگترین انگیزه ای بود که باعث شد در این لحظه این کتاب را در دست داشته باشید. (برگ اضافی) برخلاف دو کتاب پیشین گزارش هایی کامل از سفر به کشورهای مختلف نیست. بلکه یادداشت های پراکنده ی ست از مشاهدات و خاطراتم از این سو و آن سوی جهان. اگر تصور می کنید با خواندن این کتاب می توانید اطلاعات کافی و وافی درباره این کشورها بدست بیاورید سخت در اشتباهید.

این کتاب فقط خاطره نگارهی هایی ست از یک آدم دیوانه ی سفر که هیچ چیز را به اندازه تجربه های منحصر به فرد در گوشه و کنار جهان دوست ندارد. اصلا بگذارید این طور بگویم تا به حال شده به رستورانی بروید و مثلا یک غذای پلویی سفارش بدهید و بعد برای اینکه حسابی به خودتان حال بدهید بخواهید یک کباب برگ اضافی هم برایتان بیاورند؟ اگر دو کتاب (مارک و پلو) و (مارک دوپلو) آن غذای اصلی باشند،کتابی که در دست دارید همان (برگ اضافی) است،نوش جان

بعد از این که از دو کتاب قبلی اقای منصور ضابطیان استقبال خوبی شد، ایشان تصمیم گرفتند که کتاب برگ اضافی را نیز به هوادارن تقدیم کنند. کتاب برگ اضافی اما یک مقدار متفاوت از دو کتاب قبلی است.

در برگ اضافی، نویسنده فقط به بیان خاطرات و اتفاقات کوتاه پرداخته است. گویی دوستی از سفر برگشته و برای شما خاطراتی را که هر لحظه به یاد می آورد بازگو می کند.

در کتاب برگ اضافی هم عکس هایی وجود دارد که نسبت به دو کتاب قبلی بهتر و زیباتر هستند. خاطرات و داستان ها کوتاه هستند و هر کدام جذابیت خاص خود را دارند.

کتاب برگ اضافی یک کتاب فوق العاده خوش خوان است. خاطرات بیان شده کوتاه و کامل هستند. اما بی نقص نیست. عکس های استفاده شده بهتر و دیدنی تر هستند اما همچنان هیچکدام توضیحی ندارند. شاید بعضی از عکس ها واضح باشند اما همه آن ها این ویژگی را ندارد. یک ایراد کوچک دیگر که کتاب دارد آن است که در بعضی موارد فقط اسم شهر بیان شده است و خواننده احتمالا نمی داند که آن شهر در کدام کشور است. البته بعضی وقت ها در متن به کشور هم اشاره شده است ولی در همه موارد این طوری نیست. به عنوان مثال در مورد شهر کراکف در متن توضیح می دهد که در لهستان است ولی مثلا هیچ اشاره ای نمی کند که شهر براتیسلاوا در کدام کشور است.

قسمت هایی از کتاب

بانکوک – در تایلند می شود هزار و یک چیز برای خوردن پیدا کرد که تصورش را هم نمی کنید. از نارگیل های تازه که آن قدر خوشمزه اند که آدم در حسرت این می گذارند که چرا همان میمون باقی نمانده تا موزهای کبابی که بوی عجیب و غریبی دارند.

بوداپست – عین چی باران می آید. از قطار که پیاده می شویم انگار همان اول شیلنگ آب را می گیرند رویمان و خلاص.

آمستردام – اینکه آقای رابی ویلیامز چه نمایشی را بر صحنه آورد جایش اینجا نیست، بلکه جایش در یک کتاب درباره هنر اکتینگ خواننده بر صحنه است. شاید همین کافی باشد که تقریبا تا دو روز بعد از کنسرت من ترجیح می دهم که گوشه خلوتی پیدا کنم، چشم هایم را ببندم و آنچه را بر صحنه دیده ام را توی ذهنم مرور کنم.

بارسلون – هر لحظه منتظرم یک نفر بیاید و بگوید اینجا جای من است که نشسته ای. اما هیچکس نمی آید و من تا اخر کنسرت نزدیک ترین آدم به خواننده می شوم. تنها ترسم این است که مبادا انریکه دستم را بگیرد و بالا بکشد و بخواهد یکی از ترانه هایش را باهم بخواینم. چه آبروریزی می شود آن موقع!

 

عنوان کتاب : برگ اضافی
 
نویسنده: منصور ضابطیان

انتشارات: مثلث

تعداد صفحات: ۱۵۶

 

نظرات بسته شده است.