پرونده نقد مینی سریال چرنوبیل

میز نقد سینمایی برنامه تلویزیونی نقد سینما که جمعه شب هجدهم مرداد ماه سال ۱۳۹۸ از شبکه پنجم سیما پخش گردید به نقد و بررسی و تحلیل مینی سریال چرنوبیل اختصاص داشت.

در این برنامه آقایان امیر قادری ، سعید مستغاثی و بهروز افخمی به بیان دیدگاه های خودشان پیرامون متن و حاشیه مینی سریال چرنوبیل پرداختند و کلیپ هایی نیز برای تکمیل بحث پخش گردید . در ادامه بخش هایی از صحبت های منتقدین و همچنین کلیپ های پخش شده تقدیم می گردد.

پرونده نقد مینی سریال چرنوبیل

امیر قادری:

دو ژانر در این فیلم وجود دارد از زیر ژانرهای ژانر وحشت، یکی ژانر فیلم مردگان متحرک و مدل دیگر، فیلم‌های فاجعه دهه هفتاد مانند آسمان‌خراش جهنمی و جهنم زیر و رو. ماجرایی را که این فیلم تعریف می‌کند، هنرِ صنعت است.

نکته‌ای که وجود دارد این است که یک موضوع نیمه علمی و نیمه مستند باحال و هوای خیلی تیره را می‌سازید و بعد با کل مجموعه سریال می‌شود.

این کار را جز صنعتِ هنر آمریکا جایی بلد نیست. بنده ۵ قسمت حدوداً ۶۰ الی ۷۰ دقیقه‌ای را علیرغم داشتن سوژه‌ای زمخت، با لذت تماشا کردم.

 

سعید مستغاثی:

چرنوبیل فیلم بدی نیست منتها درام نیست. قبل از چرنوبیل دو فیلم داستانی در خصوص این ماجرا ساخته شد. یکی از فیلم‌ها در سال ۲۰۱۶ یا ۲۰۱۵ ساخته شد با عنوان «خاطرات چرنوبیل» که ماجرای ۶ توریست است که درگیر این واقعه می‌شوند و میزان درام آن بسیار زیاد است. فیلم دیگر، آخرین اخطار، محصول سال ۱۹۹۱ است که فیلمی کاملاً آمریکایی و بسیار پرهیجان و دراماتیک هستند. مستندهای بسیار زیادی در این زمینه ساخته شده‌اند ازجمله مستندهای بی‌بی‌سی و شبکه دیسکاوری.

این فیلم یک مستند کاملاً علمی است که در این سطح می‌شود گفت کار خوبی ست اما درامی در این فیلم مشاهده نمی‌شود، مثلاً در یک قسمت برای کشتن سگ، حدود ۶۰ دقیقه تماشاگر را زجرکش می‌کنند. این فیلم به‌عنوان یک مستند علمی کاملاً قابل‌قبول است اینکه یک رآکتور اتمی چطور به این حالت می‌تواند برسد و چه موارد امنیتی می‌بایست رعایت شود اما به‌عنوان یک فیلم درام اصلاً قابل‌قبول نیست.

امیر قادری:

اسمش را ژانر نمی‌شود گذاشت بیشتر می‌شود یک سری تشابهات موضوعی مثلا فردی که قرار است بیاید و یک سیستم و ضعف‌هایش را افشاء کند. چطور می‌توان از طریق همراه شدن با چند شخصیت متفاوت در طول داستان مدام یک واقعه مستند را برای بیننده جذاب کرد. اگر می‌بینیم چنین موضوعی تبدیل به یکی از پرطرفدارترین سریال‌های روز دنیا شده، به این خاطر است که درامش را خوب تعریف می‌کند.

سعید مستغاثی:

یک اشکال استدلال‌های امیر قادری استفاده از برهان‌های خلف است. یعنی چون هیتلر براونز یا وگنر گوش می‌دهد، آدم خیلی خوبی است؟ مگر می‌شود یک قاتل، هنرشناس باشد؟ یا چون رابرت آلتمن فیلم خداحافظی طولانی‌اش خوب است، فیلم‌ساز سفارش پذیر یا ایدئولوژیکی نمی‌تواندباشد؟ اینکه میلیون‌ها نفر از یک فیلم حمایت می‌کنند دال بر خوب بودن آن به لحاظ درامی نیست، این‌ها همان استدلال‌های برهان خلفی است.

پرونده نقد مینی سریا چرنوبیل
امیر قادری در میز نقد چرنوبیل

امیر قادری:

در مورد آلتمن گفتم که یک فرد ایدئولوژیوک نمی‌تواند فردی مانند قهرمان اصلی یعنی فیلیپ مارلو یا الیوت گولدِ در خداحافظی طولانی را خلق کند. چرنوبیل نه فقط یکی از پرمخاطب‌ترین بلکه شاید یکی از رضایت بخش‌ترین سریال‌های امسال میان مخاطبان تلویزیون بوده است.

نکته‌ای که به عنوان شاهد مثال گفتم این نبود که چرنوبیل سریال خوبی ست. چه بسا سریال‌های پر فروشی که مورد علاقه من نیستند و برعکس، سریال‌های غیرمحبوب که فروش کمی داشته‌اند را دوست دارم. خالق سریال جمله‌ای دارد با این مضمون که: ذهن انسان همچنان به روایت واکنش نشان می‌دهد یعنی واضح‌ترین بخش قصه را روایت می‌داند. در ایده‌های روزآمد شما در صورتی می‌توانید یک ماجرا را جا بیندازید که بتوانید آن را به قصه تبدیل کنید.

سعید مستغاثی:

همیشه اینطور نیست. برهان خلف شما قال رد است. این میزان رضایت بخشی را شما بر چه اساسی می‌گویید؟

بهروز افخمی:

حرف آقای قادری منطقی‌ست یعنی گذشته از تبلیغات و گذشته از جنگ سرد و اینکه می‌خواهند یک تبلیغات ضد روسی بکنند و کردند و ممکن است با ایجاد فضای تبلیغات مردم را هم تحت تاثیر قرار داده باشند، اینکه شما به این فیلم مستند می‌گویید غیرمنصفانه است. یک مستند آنقدر نمی‌تواند شخص را جذب کند که حدود ۳۳۰ دقیقه با لذت آن را تماشا کند.

سعید مستغاثی:

یکی از نکات عجیب در مورد این فیلم رکوردی است که در زمان رسیدن به دست تماشاگر ایرانی داشته است. یعنی این فیلم اوایل ماه مه در تلویزیون‌های آمریکا و سپس انگلیس نمایش داده شد، ظرف یک هفته هم با کیفیت بسیار عالی با تبلیغات بسیار وسیع در شبکه‌های ایرانی نمایش داده شد.

امیر قادری:

تبلیغاتِ بیش از این، متعلق به سریال گیم آو ترونز بود، یعنی بیشترین گروه مخاطبان منتظر اپیزود آخر بودند و همه هم آن را پس زدند.

پرونده نقد مینی سریال چرنوبیل
سعید مستغثی در میز نقد مینی سریال چرنوبیل

سعید مستغاثی:

یکی از دلایل تبلیغات چالشی است که ما با غرب بر سر مسئله هسته‌ای داریم و همین سبب پررنگ شدن ماجرا شد.

بهروز افخمی:

این غیرمنصفانه است که می‌گویید داستان فاقد درام است. مطالب بسیار پیچیده که حتی گنجاندن آن‌ها در مستند هم کار ساده‌ای نیست، دراین فیلم با سادگی و جذابیت ارائه شده است.

سعید مستغاثی:

اصلا به این موارد توجه ندارند. ماجرایی که به آن توجه دارند ماجرای اتمی است که تبدیل به فاجعه‌ای می‌شود، انسان‌ها به چه شکلی در می‌آیند.

بهروز افخمی:

پس منظورت این است که فیلم‌های مربوط به زامبی‌ها هم داستانی ندارد؟

سعید مستغاثی:

منظور این است که شخصیتی مانند پروفسور  لگاسُف که در اینجا شخصیت اصلی‌ست تنها دارد چیزی را برای شما تعریف می‌کند و هیچ کنش دراماتیکی ندارد. یک نفر از ابتدا وارد می‌شود و می‌گوید این‌طور عمل کنیم، آن‌طور عمل کنیم و بقیه را در دادگاه تعریف می‌کند. این فیلم سه شخصیت اصلی دارد. یکی پروفسور لگاسُف، آن یکی امیلی واتسون و دیگری شری بینا، ژنرال. این شخصیت‌ها چه واکنش دراماتیکی دارند؟

بهروز افخمی:

این فیلم در ژانر فیلم ترسناک از جمله فیلم مردگان متحرک، کاملا دارد کلیشه را پیش می‌برد.

امیر قادری:

به نظر من یکی از بهترین فیلم‌هایی‌ست که از جهت تغییر زاویه دید شخصیت‌ها در مسیر پیش بردن داستان، دیده‌ام.

سعید مستغاثی:

فیلم برای نظام اتحاد شوروی دستاویزی بیش نیست. قبلا هم راجع به این ماجرا مستندهای زیادی ساخته شده است اما این کار به روزتر است. ماجرا یک هسته مرکزی دارد و آن بد بودن و خطرناک بودن انرژی هسته‌ای‌ است که باعث آشفتگی و از بین رفتن همه چیز می‌شود. پیام فیلم این است و مخاطب آن، مملکت و مردم ما هستند. وقتی کلیت تولید فیلم را مشاهده می‌کنیم بسیار عجیب می‌نماید.

سریال‌های HBO مانند بازی تاج و تخت، شخصی چون دیوید بنیاف نویسنده آن است یا وست ورلد نویسنده‌ای چون جی. جی آبرامز دارد اما در این فیلم کریگ مازین نویسندگی‌اش را به عهده دارد و شخصی چون جان رنک که کلیپ ساز خوانندگانی مثل مدونا و بیانسه است انجام می‌دهد و این جای سوال دارد. اشخاصی چون دیوید بنیاف یا جی.جی. آبرامز زیر بار آنچه مدنظر این‌ها بود، نمی‌رفتند و ناگزیر از افرادی چون مازین و رنک استفاده شد تا این سریال آن گونه که HBO می‌خواهد ساخته شود.

بهروز افخمی:

این نظر که فیلم برای هدفی چون ترسناک و خطرناک جلوه دادن انرژی هسته‌ای ساخته شده و مخاطب آن مردم ایران هستند، پربیراه نیست، اما به نظر بنده یک هدف مهم‌تر و بنیادی‌تر برای ساخت این فیلم و فیلم‌های دیگر ژانر وحشت وجود دارد و آن اداره کردن مردم خودشان با استفاده از ترساندن آن‌هاست. از ترس‌های موهوم مانند مردگان متحرک گرفته تا ترس‌های واقعی‌تر مانند موضوع جنگ اتمی احتمالی.

امیر قادری:

اتفاقا به نظرم سریال‌هایی چون این سریال نگرش آمریکایی در آن غالب است و من متوجه نمی‌شوم که چرا می‌گویید انگلیسی است؟ این فیلم‌ها مردم دنیا را جسور می‌کند چرا که قهرمانانش مردم عادی هستند نه طبقه اشراف و طبقه حاکم.

ایده اصلی سریال هم بیشتر از اینکه ترساندن مردم از انرژی اتمی باشد این است که در یک سیستم ایدئولوژیک حفظ عقیده و سیستم مهم‌تر از جان آدم‌هاست و نشان می‌دهد که چه اتفاقی ممکن است بیفتد؛ یعنی به‌جای اینکه در خدمت مردم، حفظ جان آدم‌ها و مهیا کردن زندگی بهتر برای آن‌ها باشد، تلاش می‌شود که پرچم سالم نگه داشته شود و در این سیستم انسان‌های فرصت‌طلب بالا می‌آیند.

سعید مستغاثی:

۷ سال پیش از این ماجرا، شبیه آن در منطقه‌ای موسوم به تری مایل آیلند اتفاق افتاد اما هیچ احدی از آن خبردار نشد. حدود ده الی یازده سال پس از این فاجعه، فاجعه فوکوشیما که تقریباً مشابه حادثه چرنوبیل بود اتفاق افتاد اما چون سیستم ژاپن ایدئولوژیک نبود در مورد آن کار رسانه‌ای صورت نگرفت و فیلمی ساخته نشد.

امیر قادری:

در این سریال، بیشتر از خود حادثه واکنش‌ها نسبت به این حادثه به زیر ذره‌بین رفته است؛ یعنی نگرش ایدئولوژیک در این واکنش‌هاست که خودش را نشان می‌دهد.

سعید مستغاثی:

از جهتی مانند هالیوود است که خودHBo ایدئولوژیک است اما دیگران را به ایدئولوژیک بودن محکوم می‌کند. در ماجرای چرنوبیل ۱۳۰ یا ۱۴۰ نفر کشته شدند اما در قضیه هیروشیما و ناکازاکی حدود ۲۴۰ هزار نفر کشته شدند و نسل اندر نسل مردمش عقب‌مانده به دنیا می‌آیند، چرا فیلمی در مورد فاجعه هیروشیما ساخته نمی‌شود؟!

بهروز افخمی:

نظر شما این است که آمریکا ایدئولوژیک نیست و برای جان آدم‌ها بیشتر از عقیده ارزش قائل است؟

امیر قادری:

من فکر می‌کنم که در این سریال چیزی بیشتر از سیستم نشان داده می‌شود و حفظ جان آدم‌ها برایش اهمیت بیشتری دارد.

بهروز افخمی:

در آمریکا شهری وجود دارد که معدن اصلی اورانیوم در آنجاست. در طول این سال‌ها، اورانیوم لازم برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای از آنجا تأمین می‌شد و تقریباً تمام مردم این شهر براثر سرطان می‌میرند. به‌قدری مردم شهر را نسبت به این قضیه بی‌خبر نگه داشتند که کارگران نمی‌دانستند که اگر اورانیوم میزان خلوصش بالا باشد موجب ابتلا به سرطان می‌شود. برخی از این کارگران سنگ‌های بزرگ اورانیوم را که به جهت داشتن اشعه گرم بود به منزل می‌بردند و به همراه زن و فرزندانشان برای گرم شدن از آن سنگ استفاده می‌کردند.

سعید مستغاثی:

نکته مهم این‌که اورانیوم ضعیف شده که آمریکا در عراق به کاربرد به‌مراتب خطرناک‌تر از اورانیوم در آن منطقه از آمریکاست

بهروز افخمی:

بله و میزان اورانیوم موجود در جنوب عراق در حال حاضر از اطراف منطقه چرنوبیل بیشتر است.

منبع کانال تلگرام برنامه سینمایی نقد سینما

نظرات بسته شده است.