در مقام پدر و مادر بودن با فرزند خود دوست باشید.

هفت اشتباه بزرگ پدران و مادران در تعلیم و تربیت کودکان، اشتباه پنجم

اشتباه پنجم

اشتباه اول: برآورده کردن تمام خواسته های فرزندان

اشتباه دوم: زندگی زناشویی در اولویت دوم

اشتباه سوم: فعالیت های فوق برنامه فرزندان

اشتباه چهارم: فراموش کردن زندگی روحی و معنوی

در مقام پدر و مادر بودن با فرزند خود دوست باشید.

در بخش پنجم در مورد اشتباه بزرگ دیگری که تعدادی از پدر و مادر ها مرتکب آن می شوند صحبت می کنیم. والدینی که نقش پدر و مادر بودن خود را با دوست و رفیق شدن با فرزندانشان عوض کرده و اشتباه می کنند. در این بخش به اشتباه در دوستی با فرزندان می پردازیم.

اشتباه در دوستی والدین با فرزندان چیست؟یکی از متفکرین و روانشناسان به اسم ” Jakcson Brown”  در کتاب معروف خود تحت عنوان”A Father s Book of Wisdom”  که ترجمه فارسی آن می شود کتاب “عقل پدر” که البته منظور، تجارب پدر و  رمز و رموز پدری است، می گوید پدری که جرات ندارد پدر فرزند خود باشد، دوست او می شود.

درست مثل معلمی که چون نمی تواند معلم خوبی باشد، دوست شاگردان خود از آب در می آید.

مهم ترین رکن رشد و نمو کودک و آنچه که برای او اساسی است، این است که یک چهارچوب و حد و حدود رفتاری  و کرداری، اخلاقی از طرف پدر و مادر برای او تعریف شده باشد. در خانواده ای که این حدود وجود ندارد، خیلی سریع سرگشتگی و لجام گسیختگی پیدا می شود، قدرت و کنترل کاملا از دست پدر و مادر بیرون رفته، به هیچ وجه نمی توانند از نقش رفیق و دوست بودن به نقش پدر و مادری باز گردند.

کسانی که سعی می کنند به جای پدر و مادر دوست فرزندان خود شوند، آن هایی هستند که جرات ابراز تحکم و ” نه گفتن” را به بچه های خود ندارند و می خواهند فرزندان همیشه از آن ها راضی و خوشحال باشند.

در حالی که در پدر و مادر بودن، مسابقه ” محبوبیت”  وجود ندارد و بعضی وقت ها تصمیم هایی باید گرفته شود که بچه ها به هیچ وجه دوست ندارند اما باید این تصمیم ها به مرحله اجرا گذاشته شود چون به صلاح آن ها و خانواده است.

البته طرف دیگر این سکه این است که والدین آن قدر رسمی، خشک، فاصله گیر و سخت گیر باشند که رابطه آن ها با فرزندانشان مانند رابطه یک کارمند جز با یک رییس کل با قدرت باشد. این نوع پدر و مادر ها از این وحشت دارند که اگر کنترل را از دست بدهند دیگر نمی توانند جذبه و هیبت پدر و مادری داشته باشند.

اما بین طریق اول که پدر و مادر تبدیل به دوست شده اند و طریقه دوم که پدر و مادر تبدیل به ارباب قدرتمند شده اند، شیوه سومی که از هر دو بهترین را یاد بگیرد و با هم تلفیق کند نیز وجود دارد.

چه باید کرد؟

 

۱- با فرزندان خود آن قدر دوست نشوید که با آن ها علیه زوج خود توطئه کنید:
در بسیاری از خانواده ها مشاهده می کنیم که پدر با یکی یا شاید تمام فرزندان، در مورد مشکلات زناشویی خود صحبت و درد دل می کند. یا احتیاج به کسی برای هم صحبتی دارد و متاسفانه در عوض صحبت کردن با دوستی خارج از خانواده، فرزند خود را برای شنونده بودن انتخاب می کند. یا برای این که می خواهد فرزندان نسبت به مادر خود بدبین شده و طرف پدر را بگیرند، با آن ها درد دل می کند.
تصور می کنید چنین کاری چه مشکلی برای فرزند ایجاد می کند؟

اول این که پدر او را در موقعیت بسیار بدی قرار می دهد، چون در هر صورت نسبت به مادر خود احساس محبت داشته و او را دوست دارد و شنیدن بدی از مادر برایش سخت است. دیگری احساس ترحم و دلسوزی نسبت به پدر برای داشتن زندگی ناموفق زناشویی. واما بالاتر ار آن دو مورد این که فرزند فکر می کند که اگر به خاطر وجود او نبود، پدر و مادر از هم جدا شده و شاید هر کدام خوشبخت تر بوده و زندگی بهتری داشتند.

در نتیجه احساس گناه شدید که دنبال خود افسردگی می آورد، گریبانگیر فرزند می شود. اما چهارمین و بدترین احساس فرزند، عصبانیت او از دست پدرش خواهد بود که چرا وی را در وضعی قرار داده است که شاهد و محرم راز و مشکلات پدر باشد، بدون این که از دستش کاری برآید.

با فرزندان خود در مقام پدر و مادر دوست باشید

۲- با فرزندان خود آن قدر دوست نشوید که شما هم همبازی دیگر آن ها تلقی شوید:
در بسیاری از خانواده ها مشاهده می کنیم که مادرانی که یک پای فرزندان خود در بازی می شوند وقتی فرزندان آن ها در خانه با هم سالان خود مشغول فعالیت هستند، مادر هم خود را وارد آن فعالیت ها کرده و پا به پای آنان بازی و صحبت می کند.
مشکل این کار چیست؟

وقتی که مادر تمام سعی خود را می کند که همیشه در فعالیت های فرزندانش شریک باشد، چند مشکل ایجاد می شود. اول این که خود او دوست و معاشر دیگری ندارد و از بچه ها به صورت غریق نجات استفاده می کند.

دوم این که از توجه به زوج خود باز می ماند و او را در مرحله آخر می گذارد.

سوم آن که گاهی بچه ها هم خوششان نمی آید که در بازی های خود یک آدم بزرگتری که بچه گانه رفتار می کند، داشته باشند و دوست دارند با دوستانشان تنها باشند.

و مهم تر این است که احترام و امنیت مادر در چشمشان کم می شود. چنین مادری نمی تواند نقش یک راهنما را بازی کند.

منبع کتاب "هفت اشتباه بزرگ پدران و مادران در تعلیم و تربیت فرزندان" نوشته دکتر لیلا هاشمی

نظرات بسته شده است.