خجالت نکش، کمدی موفّق

یادداشت مهران راستی بر کمدی خجالت نکش

خجالت نکش، کمدی موفّق
  بی نظمی ها، بی ثباتی ها، تغییرات ناگهانی؛ همگی نتایجی از تصمیمات عجولانه و سلیقه ایست. بالأخص تصمیماتی که در سطح کلان و از سوی سیاسیون اتّخاذ می شود.
خجالت نکش کمدی موفقتیتراژِ تأثیرگذارِ آغازین به شکلیست که گویی اهدافِ جریانِ شبه روشنفکر را در مسئله کاهش جمعیّت دنبال می کند، ولی روالِ داستان با وجود شوخیهایی که با رئیس جمهور پیشین می کند- تا شاید عاملی باشد برای جذب مخاطبینی از این دست-در عمل هم جهت با اوست.

  خجالت نکش در رویکرد سیاسی رسانه ایِ خود آنچنان نغز و زیبا و با ابزارهای جذّاب هنری، اینگونه تحوّلات و بی ثباتی های تلخ را به شیرینی مبدّل می کند؛ گویی تنها برای خندان مخاطب بر پرده نشسته است و بس.

حال آنکه مفاهیمی همچون لزوم شکر نعمت و قبح کفر نعمت را به زیبایی و با بیانی طنز بازگو می کند. عموماً طرح مفاهیم دینی و اخلاقی از طریق هنر بارها و بارها تأثیرگذارتر است. آنچنان که قرآن نیز در عصرِ نزولِ وحی، با زبانِ عصرِ خود و با هنرِ عصرِخود ادبیّات، نازل شد و حتّی بر کفّار و مشرکین نیز اثرگذار بود.

خجالت نکش کمدی موفق  جوانب مثبت اثر در بازیگری (بلأخص خانم مقدّمی و آقای مهرانفر) و فیلمنامه و کارگردانی متعدّد است، بشکلی که نوشتنِ در مورد ایراداتش را سخت می کند. «خجالت نکش» با وجود همه فهم بودن، عاری از کنایه ها، نمادها و استعارات تصویری نبوده و بر خلاف برخی آثار سینمایِ خشکِ روشنفکری عامه پسند نیز می باشد.

 

فرزند به عنوان نماد برکت است، در سکانس نورانی شدن مسجد بعد از حضور نوزاد و یا در سکانس بازگشت غضنفر (همسر شهربانو) به خانه اش، خانه ای که دخترک معصوم در آنست. ترکیب بندیِ قابلِ فهم و بجایِ تصویر در فیلم به خصوص در صحنه عجز و لابه صنم در چارچوبِ درِ مسجد و بعد از توبه از کفر نعمت خود، همچنین زاویه بندی ای که برگرفته از پلّکان اودسایِ آیزنشتاین بوده و با زاویه همیشگی اش که صنم را در بالا و قنبر را در پایین قرار می دهد؛ گویی زن به عنوان نماد عقیده و سرزمین همیشه از مرد که نماد دولت و حاکمیّت است جلوتر بوده و در فهم نیازهای جامعه برترست.

خجالت نکش کمدی موفقهمچنین ترس و وحشت صنم از تأثیرپذیریِ شدیدِ رسانه ای و سیاسیِ شوهرش به شکلی که با سیاست ها یک شده، مهر تأییدی بر این مدّعاست. از زیبائی هایِ دیگرِ اثر شکلِ معرّفیِ کاراکترِ شوهرست که با طنّازی تمام و حتّی با رقصِ با مزه احمدِ مهرانفر انجام می شود و رقصیدنِ او به هر سازی را به تصویر می کشد؛ اخمِ شبنمِ مقدمی به این دمدمی مزاجیِ او نمایانگرِ اعتراض مردمیست که از این بی ثباتیها رنج می برند.
خجالت نکش کمدی موفق اشاره جالبی هم که در فیلم به حضورِ عزیزانِ افغان در کشور شده تا یادآورِ سیاستهایِ غلطِ جمعیتیِ دولتهایِ پنجم و ششم و عواقبِ آن باشد و مهرِ باطل بر شعار«فرزند کمتر زندگی بهتر» بزند؛ همان معضلی که مسبِّب کمبود نیروی کار و شاید صدها کمبود دیگر در کشور شد و یکی از نشان های آن جبران این کمبودها توسط برادران و خواهران افغانست. از استعارات تصویری اثر هم می توان به جاده پر پیچ و خمی که این زوج در مسیرش در گذرند سخن گفت.      
حتما ببینید : مینی سریال چرنوبیل

نظرات بسته شده است.