تحلیل سریال خانه پوشالی

برای یک سیاستمدار، قطعا هدف وسیله را توجیه می کند

سیمای شهوت ، سودای قدرت (تحلیل سریال خانه پوشالی)
در سال ۱۹۹۰ یک مینی سریال به نام «خانه پوشالی » یا (House of cards  ) از شبکه BBC انگلیس پخش شد که برگرفته از رمانی با همین نام نوشته مایکل دابز (Michael Dobbs ) بود. البته در معنی نام این سریال، می توان منظور از  cardsرا بر گ های قمار دانست؛ در آن صورت house of cards  که اشاره به ساختمان کنگره یا پارلمان دارد را می توان «خانه قمار»نامید.
دابز از اعضای حزب محافظه کاران انگلیس ودر حلقه مشاوران «مارگارت تاچر»   (Margaret Thatcher) قرار داشت.
موضوع سریال نیزرقابت های سیاسی در انگلیس پس از دوران نخست وزیری «مارگارت تاچر» را روایت می کرد.
این سریال در بسیاری از کشورهای جهان ازجمله ایران در ابتدای دهه ۷۰ خورشیدی ازتلویزیون پخش گردید.

حالا پس از ۲۳ سال در آمریکا با اقتباس ازهمین سریال انگلیسی، سریالی با همین عنوان «خانه پوشالی » اما با موضوع سیاستمداران آمریکایی ساخته شد که تا کنون چند فصل ۱۳ قسمتی آن از ماه فوریه سال ۲۰۱۳ پخش شده است. نام سریال، به بازی قدیمی اشاره دارد که در آن ور ق های بازی به صورت خان های چند طبقه روی هم قرار می گیرد و البته هر لحظه هم احتمال ریختن ور ق ها نیز وجود دارد.

نقد سریال خانه پوشالی

«فرانسیس آندروود»  یا «فرانک آندروود»،نماینده حزب دموکرات کنگره در کمپین انتخاباتی ریاست جمهوری به  «گرت واکر»(Garrett Walker) با بازی مایکل گیل( Gill  Michel ) نامزد این انتخابات کمک می کند و او را به قدرت می رساند. اما  «گرت» که به او قول وزارت امورخارجه را داده بود، تصمیم خود را پس ازپیروزی تغییر می دهد و به او می گوید که باید درهمان پستی که در کنگره داشتی، باقی بمانی تا در مدیریت کنگره و جلب حمایت اعضای آن به دولت کمک کنی.
این تصمیم خشم  «فرانک»  را در پی دارد اما بدون اینکه اعتراض کند، تصمیم به انتقام می گیرد تا خانه ای که برای  «گرت واکر»  از ورق ساخته را از هم بپاشاند و خانه جدید در مسند قدرت برای خود بسازد.

نقد سریال خانه پوشالی

«فرانک آندروود»  نقشه ای می کشد تا به کمک همسرش «کلر آندروود»  و در مرحله اول، «گرت واکر»  را از قدرت به زیر بکشد و برای این کار از تمام ابزارها و اشخاص، از خبرنگار گرفته تا نماینده کنگره استفاده می کند. شهوت قدرت آندروود برای رسیدن به کاخ سفید او را به یک سیاست مدارِ قدرت طلبِ بی رحم تبدیل کرده که حاضر است برای رسیدن به مدارج  بالای قدرت در واشنگتن، مال، آبرو و جان دیگران را فدا کند.

داستان در فصل یک و دو، به چگونگی معاون اول شدن «فرانک» می پردازد و اینکه چطور «گرت واکر»  را مجبور به استعفا از ریاست جمهوری می کند تا خود جای او را در این مقام بدون شرکت در مبارزات انتخاباتی بگیرد.

اخاذیِ سیاسی- سیاستِ اخاذی

«فرانسیس»  که به غیر از همسرش، همه او را «فرانک»  صدا می زنند، فردی خالی از ایدئولوژی ومذاهب مرسوم و فقط تابع خود است و به همین دلیل خود را مختار به انجام هرکاری می داند.

«فرانک»  جز هدفش چیزی نمی بیند اما در عین حال نمود انسان مدرن نیز هست و با همین ظاهر شیک به دنبال آن است که  «بازی» های خود را به هر صورت ببرد، حتی به قیمت ردِ خونی که بردست هایش باقی بماند.

«آندروود »  قدرت را به صخره های نفوذناپذیری تشبیه می کند که در دل تاریخ جاودانه اند و ارزش پول را در مقایسه با قدرت، ناچیز تلقی می کند؛ به همین دلیل برای استفاده ابزاری از اطرافیان برای تحکیم قدرت خود، هیچ تردیدی ندارد.

نقد سریال خانه پوشالی
کویین اسپیسی ؛فرانک

برای نمونه  «فرانک»  برای اینکه بتواند در موضوع لایحه آموزش و پرورش به پیروزی مدنظر خود برسد، احتیاج به یک خبرنگار داشت تا در «بازی» که راه انداخته به او کمک کند.
او معتقد است که « در آمریکا، رئیس جمهور برای مدت چهارسال حکومت می کند، اما خبرنگاران برای همیشه! »

با این استدلال خبرنگاری به نام  «زوئی بارنز»  (Zoe Barnes ) با بازی کیت مارا(Kate Mara) را پیدا کرد که برای ارتقای شغلی خود، عطش بدست آوردن اطلاعات دست اول را داشت و «آندروود» نیز با سوءاستفاده از همین نقطه ضعف  «زوئی»، با او ارتباط برقرار کرد و با دادن بعضی اطلاعات مهم و همچنین به دست آوردن عکس های شخصی وی، او را مجبور به گزارش اخبار مدنظر خود کرد.
بعد از اینکه «زوئی بارنز» به حقایق پشت پرده سیاه کاری افراد کنگره و رده بالا به خصوص«فرانک» نزدیک تر می شود و تاریخ انقضای استفاده از او تمام می گردد، «آندروود» در یک صحنه سازی خودکشی، «زوئی» را به قتل می رساند تا بیشتر از این در مسیر اهدافش اختلال ایجاد نکند.

نقد سریال خانه پوشالی
کیت مارا در نقش زوئی بارنز
در راه رسیدن به قدرت، «فرانک» نقشه معینی دارد: «می توانی هر کسی را که مانعی در سر راه توست را از بین ببری و همچنین از هر کسی برای رسیدن به قدرت استفاده و سؤاستفاده کنی »این قانون همیشه و همه جا برای “آندروود” حکم می کند؛ او یک لحظه دستان کسی که چند لحظه پیش زندگی اش را نابود کرده می فشارد و لبخند گرمی هم تحویلش می دهد، بدون اینکه مورد اتهام قرار بگیرد.

در مورد  پیتر روسو (Peter Russo ) با بازی کوری استال(Corey Stoll) دیگر نماینده حزب دموکرات کنگره نیز همین قانون اجرا شد؛ “روسو” با دادن بهانه به “فرانک آندروود” بر سر ماجرای رانندگی با حالت مستی در کنار یک فاحشه وسپس دستگیری وی توسط پلیس که با دخالت «فرانک» از این بی آبرویی نجات پیدا کرد، شرایط سپردن افسار خود به دست او را فراهم کرد و مجبور شد مورد سوءاستفاده کامل «فرانک» قرار بگیرد. پیتر روسو در انتها نیز مانند  «زوئی» به دلیل آسیب رساندن به مسیر قدرت «آندروود»، در یک صحنه سازی خودکشی، حذف فیزیکی گردید.

نقد سریال خانه پوشالی
کوری استال در نقش پیتر روسو

جمع آوری لیست خلا فکاری و کثافت کاری افراد حاضر در صحنه سیاست (آتو گرفتن)، جستجوی نقطه ضعف ها و پرونده سازی برای رقیبان، اصلی ترین روش «فرانک» برای حذف افراد  یا دست کاری مسیر آنها به سمتی است که کمترین اصطکاک را با هدف او داشته باشند.«فرانک آندروود» تلاش می کند که به ما بگوید،برای یک سیاستمدار، قطعا هدف وسیله را توجیه می کند و بارها در طول سریال، شخصیت ماکیاولیستی خود را به رخ مخاطب می کشد.

دو شاه و یک اقلیم
«فرانک» در کنگره و کاخ سفید فعالیت می کند و «کلر» رئیس یک موسسه خصوصی عا م المنفعه است. این دو نفر در زیر یک سقف، آزاد ی های شخصی خود را تا حدود زیادی حفظ کرد ه اند و ارزش این آزادی برای هر دو نفر آنها آنقدر زیاد است که حتی از داشتن فرزند هم چشم پوشی کرد ه اند. تار و پود روابط  درون و بیرون از خانه کاملا در هم تنیده شده است و تا قبل از کسب مقام ریاست جمهوری با مدیریت فو ق العاده «فرانک»، ماجر اهایی چون خیانت آشکار«کلر» در برابر خیانت «فرانک»، نتوانست مسیر کسب قدر ت شان را کج کند.

روابط بین فردی و اجتماعی این زوج به شدت تحت الشعاع زندگی سیاست زد ه شان قرار دارد وترکیبی از حیله گری، فرصت طلبی و هوش سیاه است .  مسیر این زوج مرموز، در راه رسیدن به هدف اصلی یعنی مقام ریاست جمهوری هیچ مانعی را بر نمی تابد و با پشتکار و خلاقیت که درعین حال با دورویی و تلفات بی رحمانه نیز همراه است، باعث می شوند که اتفاقات غیراخلاقی ومجرمانه زیادی رخ دهد و همچنین هیچ بن بستی را برای خیال پردازی های جاه طلبانه خود متصورنیستند.

نقد سریال خانه پوشالی
فرانک و کلر

در فصل سوم به دلیل اینکه «فرانک» و «کلر» در نقش رئیس جمهور و بانوی اول آمریکا ظاهرشده اند، از شدت بی رحمی آنها کاسته شده و شخصیت آنها بیشتر خاکستری شده است. می توان حدس زد که در فصل سوم از شخصیت «بیل و هیلاری کلینتون»  برای ارائه چهره «فرانک»  و  «کلر»  الهام گرفته شده باشد.

روابط  «فرانک»  و  «کلر»  با جایگاه جدید «فرانک»  در مقام رئیس جمهوری و  «کلر»  به عنوان بانوی نخست آمریکا، شروع به تغییر کرد.

«کلر»  جاه طلبی خود را با درخواست گرفتن پست نمایندگی آمریکا در سازمان ملل از  «فرانک» شروع می کند که در ادامه در این پست موفق به اثبات خود نمی شود و شک و تردید در ادامه رابطه با همسرش که در منصب قدرت به هیچکس به غیر خودش اهمیت و راه نمی دهد، آنقدر بیشتر می شود که درست در زمانی که  «فرانک»  آماده مبارزه برای انتخابات پیش روی ریاست جمهوری است، «فرانک»  را در کاخ سفید تنها می گذارد واو را ترک می کند.
نقد سریال خانه پوشالی
کلر همسر فرانک آندرو
قدرت بدون آرایش

خانه پوشالی  یا (House of cards) سریالی است که نشا ن می دهد برای سیاست مداران، چرا گاهی شرط رسیدن به «منفعت بزر گ تر »، دروغ گفتن یا استفاده از ترفندهای غیراخلاقی است.این دروغ می تواند به سادگی چیزی در مورد یک شجاعت دوران نوجوانی یک رئیس جمهور باشد .یا دروغ های بزرگی که در عین خونسردی به رسانه ها گفته می شود.

«خانه پوشالی » توانسته فریب  و دغل بازی  را در ساحت پیچیده سیاسی تمدن لیبرالی آمریکا به زیبایی به تصویر بکشد و اینکه در پشت پرده حکومت داری این کشور،چه خیانت ها، قدرت طلبی ها، شهو ت رانی ها وجنایاتی نهفته است.

نقد سریال خانه پوشالی

 

این سریال از لحاظ فنی با توجه به کارگردانی یک دست، طراحی صحنه مناسب، باز ی های بی نظیر و ترفند دیالو گ های رو به دوربین کویین اسپیسی (فرانسیس آندرود) که در تئاتر،تلویزیون و سینما به «شکستن دیوار چهارم» معروف است، توانسته هم ذات پنداری مخاطب را برانگیزد به طوری که بیننده روی زشت قدرت را با تمام وجود حس می کند و شخصیت «فرانسیس آندرود» را به عنوان یک نماینده از این سیستم قدرت، باور می کند.

محورهای خانه پوشالی

سریا ل های آمریکایی: ۲+ ۱

در سریال « خانه پوشالی » به دو کشور چین و روسیه بیش از بقیه کشورها پرداخته شده است. حضورچین در فصل ۱ و ۲ بسیار پررنگ بود و به تصویر کشیدن مناسبات پشت پرده اقتصادی با چین،نشان از توجه و اهمیت آمریکایی ها به این رقیب غول اقتصادی دارد. اما پرداخت به مناسبات سیاسی با روسیه در سطح ریاست جمهوری در فصل سوم به صورت ویژه صورت گرفت.

رئیس جمهور روسیه با نام « ویکتور پتروف » (Viktor Petrov) با بازی لارس میکلسن (Lars Mikkelsen)  با ویژگی هایی مطرح می شود که مخاطب منظور سازندگان سریال از اینکه پتروف همان « پوتین» است را خیلی زود متوجه می شود؛ ویژگی هایی مانند طلاق همسر خود، یا اینکه عضو سابق« ک گ ب  «سازمان سابق اطلاعات شوروی  بوده است؛ حتی مدل موی پتروف را هم شبیه پوتین رئیس جمهور کنونی روسیه گریم کرده اند.
نقد سریال خانه پوشالی
لارس میکلسن ؛ ویکتور پتروف

یکی از محورهای اصلی فصل سوم در ارتباط با رژیم صهیونیستی و کرانه باختری است که روسیه در این رابطه مجبور به همکاری می شود. پتروف می خواهد بر سر مسئله فلسطین و کرانه باختری توافقی صورت دهد اما او معتقد است از همکاری با آمریکا در باب صلح برای خاورمیانه چیزی گیرش نمی آید.

البته این احتمال وجود دارد که تهیه کنندگان سریال به دلیل مسائل منطقه غرب آسیا به دنبال حضور روسیه در سوریه و تقابل آن با آمریکا بوده باشند اما به ظاهر به دلیل تصویرسازی مناسب و مطرح شدن رژیم صهیونیستی در این سریال، روسیه را به مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی مرتبط کرد ه اند.

در طول فصل سوم و لحظاتی که به موضوع روسیه اختصاص دارد، به صورت آشکار و پنهان این کشور را تحقیر می کنند و روسیه را کشوری ظالم و عقب مانده فرهنگی نشان می دهند که در آنجا دموکراسی حاکم نیست و به علت مذهب و سنت از مدرنیته عقب مانده است.

ایران
این سریال یک اشاره کوتاه به ایران نیز دارد و در فصل دوم از زبان «ریموند تاسک»( Raymond Tusk) با بازی جرالد مکرانی
 ( Gerald McRaney) تاجر میلیاردی و دوست نزدیک «گرت واکر»  رئیس جمهور سابق، ایران را کشوری با مردمی وحشی خطاب می کند و همچنین در فصل سوم و از زبان «کلر» ایران را یک کشور تروریست می نامد که توسط روسیه از لحاظ موشکی تسلیح می شود؛ محور« ایرا ن هراسی » حتی با اشاره کم نیز جزو ثابت بسیاری از سریا ل های آمریکایی است.
اشک تمساح

قسمت هایی از «خانه پوشالی » اختصاص به حملات موشکی هواپیماهای بدون سرنشین ارتش آمریکا دارد که در زمان ریاست جمهوری «فرانک آندروود»، برای کشتن تروریست ها در کشور یمن اقدام به حمله موشکی می کنند که در این میان خانواده فردی غیرنظامی به نام «کاظم محمود» (Kaseem Mahmoud) با بازی والد زوایتر (Waleed Zuaiter) کشته می شوند و وی نیز پاهای خود را در این حمله از دست می دهد.

تحلیل سریال خانه پوشالی

این سریال با زیرکی خاص و خلاف واقع نشان می دهد که دولت آمریکا بابت صدمه زدن به غیرنظامیان توسط حملات موشکی هواپیماهای بدون سرنشین در مقابل قوه قضایه و مردم خود پاسخگو هستند و باید تبعات کار خود را بپذیرند و در آخر نیز ارتش آمریکا را بابت این کشتار تبرئه می کند؛ اما در واقع کشتارغیرنظامیان در پاکستان، افغانستان، یمن و… تا کنون تبعاتی برای دولت آمریکا نداشته است وحتی برای یک بار هم بابت تجاوز به حریم این کشورها و کشتار مرد م شان عذرخواهی و اظهارتاسف نکردند که غیرواقعی بودن این قسمت ازسریال را نشان می دهد.

آمریکایی ها برای نشان دادن حس انسان دوستی خود پس از این حمله «کاظم محمود»  را برای ملاقات با رئیس جمهور به آمریکا می آورند و «فرانک آندروود»  نیز برای آمادگی این دیدار (در حالت تقریبا بی ادبانه) قرآن می خواند تا بتواند با «کاظم محمود» احساس هم دردی کند و با اینکه در این کارموفق نمی شود اما بار دیگر سیاست ماکیاولیستی خود را به نمایش می گذارد.

توجیه تراژیکِ هم جنس بازی

ترویج و تبلیغ هم جنس بازی دیگر در فیلم وسریال های آمریکایی بسیار عادی شده و گویی یک دستور نانوشته برای سازندگان فیلم و سریال ها است که حتما فرد یا افرادی را حتی دریک سکانس به عنوان هم جنس باز معرفی کنند.

نویسندگان«خانه پوشالی » از اواسط  سریال شخصیت اول فیلم یعنی «فرانک آندروود»  را یک هم جنس باز معرفی می کنند که بنا به دلایل پرستیژ و جلب حمایت عمومی برای رسیدن به کسب قدرت، این هوس خود را از انظار عمومی پنهان می دارد.

این تبلیغ هم جنس بازی به همین جا متوقف نمی شود و در فصل سوم سکانس های زیادی را به یک تبعه هم جنس باز آمریکایی که درروسیه به زندان افتاده است، می پردازد و داستان سوزناکی از احترام به حقوق هم جنس بازها و شهامت و شجاعت! زیاد این قشر سر می دهد و با خودکشی این فرد که حاضر نیست دست از اعتقادش بکشد، یک تراژدی غمگین برای مخاطب خود به تصویر می کشد.

تحلیل سریال خانه پوشالی

 

ماکیاول انتخاب می شود

اواخر فصل سوم نیز کمی از ماهیت غیراخلاقی بودن مناظره های انتخاباتی آمریکا را بر ملا می کند و به خوبی «نفس سالاری»  را به تصویر می کشد که چطور افراد در این مناظره ها با هر وسیله ای برای تخریب یکدیگر تلاش می کنند تا به اهداف خود برسند.

جهت مطالعه بیشتر : به وقت شام سینمای وحیانی
منبع حمید سبحانی ؛ماهنامه سینما رسانه شماره 458
1 نظر
  1. امیر می گوید

    سلام
    خوب ولی طولانی …

نظرات بسته شده است.