به وقت شام سینمای وحیانی

بررسی و تحلیل فیلم سینمایی به وقت شام ساخته ابراهیم حاتمی کیا

بررسی و تحلیل فیلم سینمایی به وقت شام

در هر عصری پیامبری بود و همرهیِ با صنعت و هنر و فنّی و چه بسا، آوردنِ اعجازی بالاتر از آن؛ مسیح(ع) و طبابت و دم مسیحایی نجات بخشش، موسی(ع) و سحر و اعجازِ عصایش و محمّد(ص) و جادوی سخن و قرآنش. امّا عصر ما که پیامبری ندارد،و اگر میداشت شاید، معجزه پیام رسانی و رسالتش در قالب زیبای هنر امروز و سینما می بود.

چرا که آمیزه ایست از فنون متعدّد و مؤثّرست بر وجوه مختلف زیستن تا شاید چگونه زیستن را القاء کند؛ همانگونه که غرب با ابزارهایی اینچُنین به ما آموخت تا چرایی ها را به چگونگی ها مبدّل کنیم، تا اینگونه زیستن را بپذیریم؛ همانگونه که تحوّل رنسانس هم برخاسته از هنر بود. امّا شاگردان و شیفتگان این حضرت در این عصر پر هیاهو چرایی ها را جستند و به آموزه های وحیانی رسیدند و برای تبلیغ آن، جز فهم عقلانی و تبدیل این فهم عقلانی به حس و انتقال این حس در قالبهای ادبیّات و داستان و سینما و… راهی نیافتند.

همانگونه که قرآن نیز در قالب هنر آن زمان یعنی ادبیّات بود و پیامبر مهربانی و رحمت راهی جز آن نداشت. پس، امروزه هم گسترش گفتمانی یک تفکّر؛ یک مکتب؛ یک مرام و عقیده وابسته به ابزارهایی امروزین است .

نقد فیلم سینمایی به وقت شام

از آنجا که قرآن معجزه جاویدیست که در کلام، چه از حیث فرم و چه از حیث محتوا اعجاز دارد و بسیاری از مطالب خود را با قصص خود، زیبا و روان به مخاطب منتقل میکند؛ پس میتواند الگوبخش هنر امروز از جمله هنرهای نمایشی باشد چه در مضمون و چه در فرم. چرا که اساس هنرهای نمایشی ادبیات است و یکی از زیباترین آثار ادبی جهان این کلام وحیانیست و یقیناً در فهم و تفسیر این کلام هیچ کس به پای معصوم نخواهد رسید، چه رسول خدا و چه قرآن ناطقش علی؛ همان ناطق خوش بیان و خوش لسان عرب، حیدر کرّار، همان خطیبی که می فرمود: «پیش از آن که هجوم بیاورند، شما بر آنان پیشدستی کنید و بر آنان هجوم ببرید. سوگند به خدا، هیچ قومی در خانه خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر این که ذلیل شد.» (خطبه۲۷ نهج البلاغه).

این جملات برخاسته از فهم عمیقیست از آموزه ای قرآنی به نام «جهاد»، جملاتی که در آن قرآن ناطق، علی(ع) به یکی از ارکان دفاع پرداخته که در بیان امروزی به آن« اقدام پیش دستانه» گویند. از لوازم این رکن دفاعی و امنیّتی دسترسی به جغرافیا یا همان عمق استراتژیک است؛ همان ابزار کم هزینه ای که از طرف برخی دوستان قاصر یا دوست نما های مقصّر مورد هجمه است!

نقد فیلم سینمایی به وقت شام

هنر هفتم در کارکرد رسانه ای می تواند حامل این پیام باشد. همانگونه که در سینمای سلطه و در اثری همچون «تیرانداز آمریکایی» ساخته ایستوود، حاوی پیامی مشابه برای توجیه ابزارهای نظام سلطه بود.

«به وقت شام» فیلمیست بر پایه یک نگرش دینی و بر اساس مفاهیم گفته شده که با نگاهی به حوادث روز ساخته شده، فیلمی سرگرم کننده و جذّاب که بر خلاف بسیاری از آثار، سطح یا به عبارتی وسعت مخاطب را فدای تفقّه و ژرف نگری نکرده.

از نظر نگارنده یکی از دلائل موفّقیّت فیلم در گیشه علاوه بر زمان اکران سیر خطّی فیلمست، چراکه برای مخاطب ایرانی جذّابتر و گیراترست، مخاطبی کم حوصله آن هم در فضای غمزده حال حاضر که سینمای پیچیده و غیرخطّی با خطوط تعلیق متعدّد را برنمی تابد؛ تا با فکری خسته یا حتّی دلی ناامید بر صندلی سینما نشسته و به جای امید، سردرگمی و پریشانی را پذیرا باشد.حاتمی کیا هر چند مطابق اکثر آثارش موضوع تلخ جنگ را برگزیده، ولی تماشاگر را با دلی شاد و سرشار از امید روانه منزل میکند؛ تا به اساسی ترین نیاز جامعه امروز یعنی امید هم پاسخ گفته باشد.

بخش دوم :  جهت رسالت

ساده گویی و در عین حال، نمادگرایی و ظرافتهای چند لایه به همراه جاذبه های بصری در پلانهای متعدّد، به حدّی دقیق و بی نقص صورت گرفته و چینش و ترتیب نماها پخته و مبتکرانه انجام شده که نگارش پیرامون این اثر فاخر را سخت دشوار می کند. فیلم می تواند هر بیننده ای در هر سطحی را شیفته خود کند.

بطور مثال؛ برای مخاطبی که تاریخ میداند با اشاره به بناهای باستانی پالمرا در پلان پس از عملیّات انتحاری آنهم بلافاصله بعد از گرد و غبار انفجار، و برای مخاطب عام با دیالوگی که اشاره به سقوط بافت تاریخی شهر دارد؛ از ضدیّت جریانهای تکفیری با ریشه ها میگوید چه تاریخی فرهنگی و چه سیاسی و اعتقادی_پالمرا یا تدمر هم مرز با ایران اشکانی و ساسانی بوده و بارها بین دو امپراتوریِ اشکانی و روم دست به دست شده_؛ در این نمای هلی شات که از بنایی باستانی گرفته شده هیچ نشانی از معماری غربیِ رومی دیده نمیشود و در عین حال دیوارهای بلند و استواری به نمایش گذارده می شوند تا استعاره ای باشند از آرامشی که در سایه دفاعی محکم باقیست.

ولی پس از گروگانگیری خدمه هواپیما و بازگرداندن آنها به تدمُری که اکنون در اشغال داعش است، نمایش دروغین سر بریدن و تصویربرداریِ این شوی دهشتناک در تئاتر شهر پالمرا صورت میگیرد که نشانه های واضحی از هنر و معماری غرب در آن دیده میشود و کارگردان این فیلم ترسناک هم یک اروپاییست؛ یک تروریست بلژیکی با لهجه ای فرانسوی و چشمانی آبی تا یادآور نقش غرب در شکل گیریِ این جانورانِ خبیث باشد.

نقد فیلم سینمایی به وقت شام

اثر در کارکرد سیاسی رسانه ای هم یکطرفه و غیرمنصفانه رفتار نکرده و با اشاراتی واضح به نقد نظام سیاسی سوریه می پردازد و به جریان های اعتدالی و افراطیِ اخوانی و حتّی کُردهای وطن پرست سوریه نیز کنایه ای دارد، تا گذری به برخی ریشه های سیاسی و اعتقادی این جنگ داشته و تنها به رویش ها نپرداخته باشد.

سکوت کاراکتر اسیر کرد در برابر ابوبلال اشاره ای ظریف به همراهی کردها با جریان مقاومت و ضدّیت با جریان های سلفی تکفیریست با وجود مشکلات و گلایه هایی که از نظام سیاسی دارند. تعجّب افراد شیخ ممدوح با دیدن الشّیشانی و داعشی های چند ملیّتی روی باند فرودگاه، مکالمه عربی بین شیخ ممدوح با الشّیشانی و جملات انگلیسی او بعد از قتل شیخ، همگی دلالت بر ویژگی فراملیّتی و مکتبی بودن این تفکّر پلید دارند تا به هر بیننده ای از هر گوشه ای از دنیا گوش زد کند که این خطر حقیقتاً خطریست بین المللی چرا که پیروان این مرام و مکتب از اقصی نقاط جهانند و اگر از سدّ سوریه بُگذرند و به کشورهای خود بازگردند، ده ها سوریه دیگر خواهند ساخت.

نقد فیلم سینمایی به وقت شام

همراهی موقّتی هواپیماهای ارتش روسیه و حضور الشّیشانی( وزیر دفاع گرجستانی داعش که او را چچنی میخوانند و آنرا به زبان عربی اینگونه تلفّظ می کنند.)در فرودگاه تدمُر دقیقاً در سکانس بعد، نشان از دلایل همراهی و میزان همکاری روسیه در این جنگ پیچیده است که همگی ریشه در موضوعِ گفته شده دارند.

   به نظر میرسد حتّی انتخاب بازیگران از ملیّتهای مختلف -مانند پیر داغر لبنانی- هم با هدف جذب مخاطب در کشورهای متعدّد صورت گرفته تا پیامی جهانی، مخاطبی جهانی داشته باشد. امّا مطلب جالب توجّه دیگری که فیلم به زیبایی به نمایش میگذارد، با وجودی که اثر بر پایه اندیشه ای فراگیر و فراملّی تولید شده ولی سکّاندار اصلی جریان مقاومت و پرچمدار مبارزه با این منش شیطانی ایران است و بس.    
بخش سوم : اتصال نقش ها

کاراکتهای کاپیتان رستمی پدر وکاپیتان رستمی پسر، یکی از نسل یاران در گهواره خمینی و دیگری، از نسل بعد و با گلایه هایِ رایجِ فرزندانِ ایثارگر که گویی در تضادِّ با پدر و راه و منشِ پدر است. حال آنکه این دعوایِ شیرین پدر و فرزندی نتیجه دلتنگی است و دلتنگی نتیجه عشق و دلبستگی؛ همان عشقی که پیرویِ از معشوق را به دنبال داشت و پسر را حتّی بعد از دستورِ برایِ بازگشت به دنبال پدر کشاند. این دعوای شیرین، در هوایِ سحرگاهیِ باند فرودگاه به  نقطه اوج خود یعنی عشق ورزی می رسد؛ همان سحرگاهیِ که اهالی دل را به بند دلدادگی می کشاند.

علی که راهی ارتش شده تا به حاج یونس نزدیکتر شود، امّا آنچنان شیفته طریقت او شده و حماسه و شور و از جان گذشتگی را لمس می کند که از فرمانده خود، حاج یونس رستمی نیز پیشی گرفته و به آغوش معشوق حقیقی می رود تا یادآور آن باشد که «هر آن کس او را طلب کند او را می یابد و آن کس که او را بیابد، او را می شناسد و هر آن کس که او را شناخت او را دوست می دارد و آن کس که او را دوست بدارد بدو عشق می ورزد و آنگاه او نیز بدان عشق می ورزد و آن کس را که او بدان عشق ورزید، او را می کُشد و آن کس را بکشد، خون بهایش بر او واجب گشته و خود خون بهای اوست. »

امّا در این سیرِ طریقت، بریدن ها آغازگر راهند؛ بریدنِ از رفاه، بریدنِ از شهرت و حتّی دل بریدنِ از زن و فرزند که همگی دشوارند. بریدن از زن و فرزند از آنجا که در ادبّیاتِ عرفانیِ ما زن، سمبل و مظهر دنیا نیز هست لذا، در هنری برگرفته از ادبّیات همچون سینما هم جایگاه ویژه ای داشته و دارد؛ بالاخص در سینمایِ فیلمسازی همچون حاتمی کیا که پرورش یافته و رشد یافته این فضاست و این فضا در سینمای او نیز بازتاب داشته و خواهد داشت چه در فیلمی همانند برج مینو و چه در آخرین اثرش«به وقت شام».

نقد فیلم سینمایی به وقت شام

از دیگر ظرافتهایِ فیلم، قیاسِ طنز گونه دو زوج پدر و پسر است، یکی ابوخالد و شیخ ممدوح سعدی تکفیری و دیگری علی و حاج یونس که هر دو زوجِ گفته شده مکتبی و ایدئولژیک اند.دعوای شیخ سعدی و فرزند بر سر کنیزیِ دختری مسیحی و یا آزادی زنان و کودکان بیگناه است؛ ولی دعوای کاپیتان رستمی و فرزند بر سر حماسه و عشق و ایثار و یا پیشی گرفتن در جهاد که هر دو ریشه هایی فرهنگی و اعتقادی دارند، ولی با تفاوتی از زمین تا آسمان.

   شجاعت علی را از همان ابتدای فیلم با نارضایتی در چهره اش میتوان فهمید، همان لحظه که با دستور فرمانده(حاج یونس) باید راهی وطن شده و به دیدار همسر باردارش برود و در سکانسی که در هواپیمای مسافربری نشسته واضح تر میشود؛ آن موقع که پیامی از همکاران خلبان دریافت می کند و برای رفتن به مأموریّت جدید درنگ نمی کند؛ آن هم درست بلافاصله بعد از دیدن کلیپ همسر باردار و مادرش که معترض به حضور او در جبهه سوریه است.

نقد فیلم سینمایی به وقت شام

نکته جالب توجّه دیگر در قیاس دو زوج پدر و پسری، زایش و ادامه نسلی است که در خانواده رستمی دیده میشود تا امید را در مخاطب زنده نگه دارد برای ادامه راه و مسیرشان؛ تولّد نوزادی که در راهست ولی در خانواده شیخ سعدی گویی حاتمی کیا به دنبال آنست که بگوید داعش و تفکّر داعش دوام نخواهد یافت چرا که زایشی نخواهد داشت. از دیگر اشاراتِ جالبِ توجّه اثر تصویر مادر خانواده رستمی در سکانس سر بریدن دسته جمعی در بالای جایگاه تماشاگران است، تلمیحی بجا و زیبا به ماجرای تلّ زینبیه و بریدنِ سر سالار شهیدان.

 

 

نظرات بسته شده است.