بدون تاریخ بدون امضا

وحید جلیلوند فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی تئاتر از دانشگاه تهران است او فعالیت هنری خود را از ۱۵ سالگی با بازی در تئاتر شروع کرد و با گویندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی در رادیو ادامه داد. او همچنین فعالیتش را در تلویزیون رسمی ایران از سال ۱۳۷۴ با تدوین گری آغاز کرد و سپس به کارگردانی و ساخت مستند پرداخت.وحید جلیلوند تاکنون بیش از ۳۰ مستند و دو فیلم بلند سینمایی ساخته‌است.

وحید جلیلوند کارگردان فیلم

اولین نقش آفرینی جدی او در تلویزیون در مقام بازیگر در سال ۱۳۸۸ و بازی در سریال نردبام آسمان به کارگردانی محمدحسین لطیفی، در نقش غیاث‌الدین جمشید کاشانی، اخترشناس و ریاضی‌دان شهیر ایرانی است. او در این سال در فیلم زمهریر به کارگردانی علی روئین‌تن بازی کرد که پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر توقیف شده و تاکنون موفق به اکران نشده‌است.

جلیلوند پس از چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت در سال ۱۳۹۳ در سال ۱۳۹۵ فیلم سینمایی (بدون تاریخ، بدون امضا) را  کارگردانی کرد او در این اثر نویسندگی فیلمنامه و تدوین را نیز به عهده داشته‌است، (بدون تاریخ بدون امضا ) موفق به دریافت چندین نامزدی و سیمرغ بلورین از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر و همچنین جوایز متعددی از جشنواره های بین المللی شده‌است.

خلاصه‌‌‌‌‌فیلم

کاوه نریمان یکی از پزشکانِ پزشکی قانونی در محل کارش با جسدی مواجه می شود که وی را پیش از این می‌شناخته است.

مروری اجمالی بر نقد های منتشر شده در مورد این فیلم :

بدون تاریخ ، بدون امضا نیز مثل اثر اول کارگردان فضایی بسیار تلخ و تاریک دارد و کارگردان در تمامی صحنه ها کمترین میزان رنگ را به مخاطب عرضه می کند و از این طریق، تصویری مستند گونه ، سرد و بی روح را در طی فیلم به تصویر می کشد.

احمد عسکری (منتقد) می نویسد :

دومین ساخته وحید جلیلوند از سه منظر می تواند یک فیلم موفق در تجربه سینمای اجتماعی ایران شناخته شود؛ از نظر دیالوگ نویسی و پرهیز از تقلیل گرایی، از منظر تداعی بصری داستان و مفاهیم و بالاخره از منظر اهمیت و لحاظ دقت نظر در تدوین برای کمک به بسط ادراک مخاطب.

او معتقد است :

«بدون تاریخ بدون امضاء» در عین حال از منظر برجسته سازی “اهمیت تدوین در سینمای اجتماعی” نیز اثری قابل توجه است: اگر تعارف را کنار بگذاریم، یکی ازجنبه های دلزدگی مخاطب از آثار مشابه در سالهای اخیر و اینکه هم مخاطب عام و هم دوستان منتقد بسرعت با عباراتی نظیر «ادامه سینمای فرهادی» از کنار آثار اینگونه عبور کرده اند. استفاده های نامناسب و گاه بسیار اغراق شده از شات ها و قاب بندی ها در تصویربرداری و تاکید بیشتر و صرفا مقلدانه تدوین از تصویربرداری بوده که تدوین را گاه تا حد منشی گری در یک مغازه یا دفتر فرو می کاهند. حضور و وسواس وحید جلیلوند در تنظیم رنگ و کنتراست تنها محدود به بعد فنی نیست، بلکه از جهت بصری امکان تداعی مفهوم و مواجهه عمیق تری را برای تماشاگر فراهم می کند

نوید محمدزاده بدون تاریخ بدون امضا

 

یاسمن خلیلی فرد منتقد روزنامه هنرمند این فیلم را گامی رو به جلو در کارنامه کاری آقای جلیلوند دانسته و به اجرای بسیار تمیز فیلم و کارگردانی و میزانسن بی نقص آن اشاره می کند و در ادامه می نویسد :

چارچوب کلی فیلمنامه بی عیب و نقص است. نقاط درام در فیلمنامه کاملاً به جا و درست تعبیه شده اند. دیالوگها باورپذیر و منطقی اند و از همه مهمتر فیلمساز در شخصیت پردازیها بسیار ماهرانه عمل کرده است اما به شخصه با برخی بخش های کار به لحاظ منطقی تا حدودی مشکل دارم. شاید از منظر منطق  دراماتیک، تصمیم نهایی دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) و فداکاری خیره کننده اش بتواند جذابیت فیلم را دوچندان نماید.اما به باور من این انتخاب در دنیای واقعی بسیار اغراق آمیز و دور از ذهن است.

شاید خیرخواهی کاوه در نهایت منجر به این شود که به موسی و همسرش کمک مالی کند یا به نحو دیگری به آنها یاری رساند اما مخدوش کردن اعتبار حرفه ای خود و همسرش (هدیه تهرانی) در راه کمک به آدمهای دیگر هرچه قدر هم انسانی باشد با رئالیسم زندگی امروزی جور در نمی آید و درواقع با منطق بسیار ناتورالیستی فیلم نیز همخوان نیست و شاید بیشتر به درد فیلمهایی آرمانی و ارزشی همچون فیلمهای ابراهیم حاتمی کیا بخورد. البته نکته دیگری نیز قابل ذکر است و آن این که فیلمساز می کوشد تا با به کارگیری تمهیداتی دیگر به این تصمیم باورناپذیر نهایی کاوه منطق ببخشد. به عنوان مثال مسئولیت پذیری او در مواجهه با مادر پیر و علیلش، پیگیری وضعیت خواهر پرستار مادرش و پیگیری اش برای گشودن گره پرونده مرگ پسربچه همه و همه دلالت بر نیک سرشتی و اخلاق حرفه ای او در مواجهه با آدمهای دور و برش دارند.

 

امیر آقایی بدون تاریخ بدون امضا

فرانک کلانتری از دیگر منتقدان با اشاره به کارنامه کاری آقای جلیلوند معتقد است :

هنوز خیلی زود است درباره سبک فیلم‌سازی و نگرش وحید جلیلوند صحبتی کنیم اما تا همین جا هم می‌توان گفت او یکی از جدی‌ترین کارگردانان جوانی است که پا به عرصه فیلمسازی گذاشته است.  با دیدن دو فیلم از وحید جلیلوند می‌توانیم اشتراکات زیادی میان آن دو پیدا کنیم که نشان‌دهنده دغدغه و سبک درامی‌است که او می‌پسندد.  چه از لحاظ سوژه چه ساختار. داستان تا حد زیادی همان تلخی داستان چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت را دارد و معضلات اجتماعی را نشانه رفته است.

خانم کلانتری یک از نشانه‌های استقلال جلیلوند از فرهادی را بی رحمی او در روایت می داند و با اشاره به صحبت های جلیلوند در این مورد می نویسد: جلیلوند این بی‌رحمی در روایت را متاثر از جنون شعر حافظ می‌داند و تاثیری که شعر و ادبیات او بر قلم و نگاهش داشته است. با مقایسه دو فیلم ۱۹ اردیبهشت و بدون تاریخ متوجه می‌شویم که جلیلوند جهش بزرگی داشته است.  فیلم دوم علاوه بر درام قوی‌تر، ساختار محکم‌تری هم دارد.  مجله ورایتی درباره این فیلم می‌نویسد:« این فیلم یک لذت بصری است که در تصاویر با ظرافت و تقریبا سیاه و سفید با رنگ‌های کم‌رنگ نشان داده می‌شود.

 

شکیب شیخی از نشریه چهل چراغ در پایان نقدش به آقای وحید جلیلوند برای این فیلم تبریک می گوید و می نویسد :

مواجهه «بدون تاریخ، بدون امضا» با حاشیه‌نشین‌ها، در سطح سینمای ایران، چند گام رو به جلو است. دیگر از «شعف‌زدگی» و «ذوق‌زدگی» ناشی از دست‌یابی به «سرزمین قصه‌ها» خبری نیست. شخصیت‌های حاشیه‌نشین نه «قرصی» و «عصبی» هستند، نه «معتاد» و «چاقوکش» و همین فاصله گرفتن از «گل‌های سرسبد» چند سال اخیر سینمای ایران و در عین حال به تصویر درآوردن سطحی از «تلخیِ زندگی»، همگی عواملی هستند که باعث می‌شوند به وحید جلیلوند بابت فیلمش تبریک بگوییم.

به هر حال پس از معرفی فیلم (بدون تاریخ ، بدون امضا) بعنوان نماینده ایران در اسکار ۲۰۱۹ انتقادات نسبت به این فیلم شدت یافت و سایت مشرق با بررسی بیانیه هیئت انتخاب نوشت :

وقتی به تحلیل و بررسی محتوای فیلم «بدون تاریخ…» می‌پردازیم فلاکت، بدبختی، سیاه روزی، گرسنگی، اصالت سود، عصبیت و… جزو اولین مؤلفه‌هایی است که می‌توان از آن احصا کرد. سؤالی که به ذهن می‌آید این است که کجای این فیلم کمترین اشاره‌ای به نجابت، صلح‌دوستی و مظلومیت ملت ایران دارد؟ تصویر کردن مردارخواری نشان دهنده مظلومیت است یا فلاکت و بدبختی!؟ کجای این فیلم کمترین تناسبی با واقعیات و حقایق جامعه کنونی کشورمان دارد!؟

در هر صورت دومین ساخته وحید جلیلوند فارغ از بحث محتوا که بحث های متفاوتی در بین منتقدین را با خود به همراه دارد از لحاظ فرمی بسیار قابل اعتنا است و تماشای آن سوالات متعددی را در ذهن مخاطبین به جای خواهد گذاشت.

حتما ببینید : نقد فیلم اشنوگل
حتما ببینید : نقد فیلم ویلایی ها

نظرات بسته شده است.