آشنایی با مفهوم نفقه

مقدمه

پرداخت نفقه یکی از وظایف اساسی زوج در مقابل همسرش می باشد. علاوه بر دوران زوجیت، پس از انحلال نکاح در برخی از موارد، مرد همچنان موظف به پرداخت نفقه می باشد. در این نوشتار قصد داریم با نفقه و مباحث مربوط به آن آشنا شویم:

تعریف لغوی نفقه:

نفقه از ریشه نفق است چون مالی که مرد برای همسرش خرج می کند، به شکلی از دارایی او خارج می گردد و صرف زندگی همسرش می شود.

و آنچه انفاق کنند یا صرف و خرج معیشت عیال و اولاد کنند. هزینه زندگی عیال و اولاد. (جمع:نفقات،انفاق ونفاق).

در فرهنگ معین نیز برای نفقه دو معنا ذکر شده است:

۱- آنچه انفاق و بخشش می کند.
۲- آنچه صرف هزینه عیال و اولاد می کند، هزینه زندگی زن وفرزندان، روزی و مایحتاج ومعاش.

نفقه

نفقه در اصطلاح:

تعاریفی که در فقه ارائه شده اغلب همراه با ذکر مصادیق می‌باشد. بدین جهت اکثر اختلاف‌ها به مصادیق برمی‏ گردد.

در جواهر الکلام بیان شده: «مایحتاج زن از جمله غذا، البسه، مسکن، خادم و وسائل آشپزی کـه به طور متعارف بـا وضعیت زن در آن شهر متناسب باشد»بعضی از فقها، مصادیق دیگری به آن اضافه نموده‌اند، همانند: «وسائل تنظیف و آرایش از جمله شانه، کرم، صابون و هزینه حمام در صورت نیاز»، و در تحریر الکلام پس از ذکر مصادیق آمده است: « … آنچه زن بدان نیازمند است و در شأن چنین زنی در آن شهر است».

به نظر می‏ رسد مفهوم نفقه یک مفهوم کاملاً عرفی است و شارع مقدس آن را به عرف واگذار کرده است که عنصر زمان و مکان در آن نقش تعیین کننده ‏ای دارد و قرآن کریم هم آن را تأئید می ‏کند؛ زیرا در تمام آیاتی که مسأله نفقه در آن مطرح شده، به عرف اشاره شده است، همانند: « وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ »[۱] ، «فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ»[۲] ، « وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ »[۳] ، کلمه معروف در برخی تفاسیر به معنای امور متعارف تفسیر شده است.

چنان که بعضی مفسرین در تفسیر آیه «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ » آورده اند: «منظور از رزق و کسوه خرجی و لباس است و خدای عزوجل این خرجی را مقید به معروف نموده، یعنی متعارف از شوهر و همسر ، همچنین مصالح زندگی و لوازم تربیت و از آن جمله خوراک و پوشاک و نفقه مادری که (به بچه) شیر می‏ دهد به عهده اوست».

خوراک و پوشاک به عنوان بعضی از مصادیق لوازم و مصالح زندگی ذکر گردیده و در تفسیر «عاشروهن بالمعروف» چنین بیان شده: «معروف به ‏معنای هر امری است که مردم در مجتمع خود آن را بشناسند و انکار نکنند و بدان جاهل نباشند».  برخی مفسرین هم ، کلمه معروف را به معنای «مناسب و شایسته» تفسیر نمودند. یعنی مناسب و در شأن زنان که در واقع به همان معنای متعارف برمی‏گردد.  به نظر می‏رسد، مفهوم فقهی نفقه با معنای لغوی آن کاملاً همخوانی دارد. البته اختلاف‌هایی که در مصادیق مشاهده می‏شود، ابهامی در اصل مفهوم به وجود نمی‏آورد.

 اینکه نفقه یک مفهوم عرفی است، روشن و واضح می‏ باشد و اگر معیار عرف در تعیین نفقه دخیل نبود کار مشکل می شد زیرا در هر زمان و مکانی نیازهای مشخص و خاصی وجود دارد که در گذشته وجود نداشته است مثلاً امروزه اکثر زنان در حال تحصیل هستند و برای این منظور نیاز به کتب، وسایل مخصوص برای بعضی از رشته ها ( مهندسی، گرافیک و … ) هزینه رفت و آمد و… دارند و به نظر می رسد وقتی زوج در ابتدا با تحصیل زوجه موافقت کرده است، پس بر زوج واجب می شود که موارد لازم برای ادامه تحصیل را در اختیار همسرش قرار دهد.

در صورتی که در گذشته زنان کمتر به امر تحصیل می پرداختند و نیازی به این موارد نداشته اند یا امروزه با گسترش تکنولوژی ، زنان برای تهیه غذا به وسایل جدیدی نیازمند هستند از قبیل یخچال، اجاق گاز و … در صورتی که در گذشته برای تهیه غذا به هیزم ، روغن چراغ و … نیاز داشته اند.

در اصطلاح فقهای عامه هم نفقه چیزی است که انسان برای خانواده ،همسر،نزدیکان و بندگانش خرج می کند.

قانون مدنی عثمانی،نفقه را چنین تعریف می کند: نفقه،پول ها و زاد وتوشه وذخیره هایی است که در نیازمندیهای زندگی مصرف می شود.

نفقه در حقوق
نفقه در حقوق:

قانون مدنی تعریفی از نفقه ارائه نکرده است، بلکه فقط در ماده ۱۱۰۷ ق.م مصادیق نفقه را بیان نموده است: «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضا». در دکترین حقوق، تعاریف چندی ارائه شده است.

بعضی معتقدند: «چیزی که برای گذران زندگی لازم و مورد نیاز باشد» برخی دیگر در تعریف جامع ‏تری چنین آوردند: «نفقه تمام وسایلی ‏است که زن، با توجه به درجه تمدن و محیط زندگی و وضع جسمی و روحی خود، بدان نیازمند است». به نظر می‏ رسد، اگر عبارت «هزینه های غیر متعارف با توجه به عدالت و انصاف» به تعریف اخیر اضافه شود، این تعریف دقیق‏ تر خواهد بود و هزینه های بیماری های سخت را هم شامل بشود، زیرا برخی از فقها معتقدند هزینه های غیر متعارف مانند هزینه های سنگین بیماریهای صعب العلاج (مانند سرطان ، ام اس و …) بر عهده زوج نیست.

به نظر می رسد اگر عبارت مذکور در قانون باشد، هزینه های سنگین بیماریهای صعب العلاجی که زوجه پس از ازدواج به آن مبتلا شده و آگاهی یافته اند را شامل می شود و این دور از عدالت و انصاف است که زوجه پس از سالها زندگی مشترک به علت اینکه به بیماری سختی مبتلا شده است از طرف زوج مورد بی مهری قرار گیرد و هزینه های درمان او را نپردازد و همچنین در بعضی مواقع زوج با اطلاع از این که همسرش دچار چنین بیماری سختی شده است علاوه بر عدم پرداخت نفقه، او را طلاق می دهد تا هزینه های بیماری را پرداخت نکند.

بعضی از این بیماری هایی که امروزه شیوع پیدا کرده اند ریشه در استرس، عدم وجود تغذیه مناسب و کافی نبودن ویتامین ها در غذاهاست، که گاهی اوقات استرس زیاد بخاطر وضعیت زندگی و اعمال و رفتار زوج و همچنین عدم وجود تغذیه مناسب بخاطر بی توجهی زوج می باشد. در این حالت زوجه بیمار می شود. حال سؤال این است آیا شایسته است هزینه های بیماری زوجه پرداخت نشود یا طلاق داده شود؟

بهتر است برای جلوگیری از وقوع چنین اختلافاتی، عبارت «هزینه های غیر متعارف با توجه به عدالت وانصاف » در قانون گنجانده شود.

 [۱]– سوره نساء، آیه ۱۹

[۲]– سوره بقره، آیه ۲۲۹

[۳]– سوره بقره، آیه ۲۲۳

 

منبع دکتر محمد معین، فرهنگ معین محمد حسن نجفی (صاحب جواهر)، جواهر الکلام دکتر ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی

نظرات بسته شده است.